9. اسفند 1397 - 11:34
بیرجندرسا-تمام دارایی مادر شهید، یک باب منزل مسکونی است، که آن را هم وقف حوزه علمیه کرده تا برایش باقیات الصالحات باشد، منزلی که هرگز نماز شب مادر در آن ترک نشده و روزانه بیش از ۵ هزار صلوات در آن ختم شده است.

به گزارش خبرنگار بیرجندرسا، قرارمان ساعت 19 منتظری 5 است، به همراه مسئول حوزه علمیه سفیران هدایت بیرجند و جمعی از طلاب و اساتید این حوزه به منزل شهید محمدحسین رئوفی فرد دعوت شدیم، تا دقایقی با مادر شهید هم کلام شویم و از خدمت بزرگ این مادر شهید را به حوزه علمیه سفیران هدایت بیرجند، تقدیر و تشکر معنوی کنیم.

وقتی وارد خانه شدیم حس عجیبی داشتم، حسی که احساس آرامش را در دیدگان اساتید حوزه علمیه سفیران بخصوص حاج آقا صدرالدین عارفی مدیر حوزه علمیه سفیران هدایت می توانستم ببینم.

مادر شهید به سختی و با کمک فرزندانش وارد اتاق شد، در گوشه ای از اتاقی که از قبل آماده پذیرایی از مهمانان شده، چند صندلی قرار گرفته، که مادر شهید در همان گوشه سمت چپ کنار در نشست و مدام با لحن محبت آمیزی می گوید:" قدم رنجه فرمودید و کلبه ما را منور کردین"، او از اینکه طلاب حوزه علمیه به دیدارش رفتند، خیلی خوشحال است و مدام برای آنها دعا می کند.

حاج آقا عارفی، بعد از خوش آمد گویی مادر شهید، از طلاب حوزه خواست، که پرچم متبرک حرم امام رضا (ع) را برای زیارت، محضر مادر شهید ببرند، حال و هوای خاصی بر فضای جلسه حاکم شد، حس عجیبی بود، احساسی که به انسان آرامش می داد، طوری که اشک های اساتید و طلبه ها از دعا و حس و حال مادر شهید سرازیر شده بود؛ مادر شهید رئوفی با گریه و ناله مدام می گفت: انشا ا.. خداوند مقام معظم رهبری و شما سربازان ولایت را حفظ کند و هر چه زودتر حضرت مهدی(عج) بیایند و پیروزی نهایی اسلام نزدیکتر شود.

حاج آقا عارفی با لحن شیوا و مهربانانه خود اهمیت و ماندگاری وقف را بسیار بزرگ عنوان کرد و گفت: در ماه صفر برای روضه به مصلای بیرجند رفته بودیم و در آنجا روضه که خوانده شد؛ گفتند این روضه یک وقفی است که 212 سال قبل انجام شده و هنوز امروز بدان عمل می شود، با خودم گفتم که صاحب ملک چه سعادتی داشته است، که 212 سال قبل این را وقف انجام داده است و هنوز بدان عمل می شود.

حس خوب احترام و لحن شیوای استاد حوزه علمیه سفیران هدایت به قدری جذاب بود، که آدم دوست داشت، ساعت ها کنارشان می نشست و از ایشان درس می گرفت،

حاج آقا در ادامه با بیان اینکه خداوند به شما چه سعادتی داده که منزل خود را وقف حوزه علمیه کرده اید، من برای شما خیلی دعا کردم، چراکه این وقف جالب و ماندگاری است، افزود: امام زمان(عج) که صاحب حوزه علمیه است به شما مزد خواهد داد، شما پیش خدا اجر و قرب بالایی دارید، خیلی سعادت می خواهد که انسان فرزند و مال خود را همه در راه خدا بدهد، این گونه افراد سعادتمند دنیا و آخرت می شوند.

مادر شهید رئوفی فرد با لحن زیبای خود گفت: خواهش می کنم، این هدیه پسر شهیدم به مکتب اهل بیت(ع) است.

حاج آقا عارفی با لبخندی سرشار از محبت گفت: اگر اجازه دهید، امسال هم به رسم معمول سالهای قبل حوزه علمیه سفیران، جلسه ترحیمی برای پسرشهیدتان در حوزه علمیه بر پا کند و تا همه از شفاعت این شهید بهرمند شویم و ان شاء الله خداوند ثمرات این صبر و تحمل را در آخرت به شما خواهد داد.

 

مادر شهید رئوفی فرد(نساء مزیدی) که از همان اول تسبیح زیبایی بر دست داشت، از هم اول جلسه مدام برای حوزویان و انقلابیون دعا می کرد و می گفت: خدا دشمنان دین را ریشه کن کند! خدا شما روحانیت را برای دین و انقلاب نگه دارد! خدا تمام کسانی را که برای انقلاب خدمت می کنند، را حفظ کند و به شماها عزت بدهد. من دو داماد دارم که از پسر بیشتر برای من زحمت کشیدند و به من خدمت می کنند، خدا به آنها سلامتی بدهد.

مادر شهید که علاقه خاصی به روضه حضرت زهرا(س) مادر تمام شهدا دارد، افزود: در دهه فاطمیه منزل ما روضه با صفایی برای حضرت زهرا(س) برپا می شود، هر سال به لطف خود حضرت در اینجا روضه می گیریم، دعا می کنیم، که خداوند به کسانی که به دین خدا، قرآن، کشور و انقلاب خدمت می کنند، عزت و سلامتی بدهد،ما قبلا که می توانستم راه بروم، دائم خانه مان پر از مهمان بوده و مهمان داری می کردیم.

 

وقتی به مادر شهید نگاه می کردم، که همش ذکر سبحان الله و الحمدلله بر لبانش نقش بسته است، حس خوبی به من دست می داد. او با شکر خدا می گوید: لب های من خشک می شود و باید تند تند با همین شیشه شربتی که در دست دارم، لبانم را تر کنم، اما الحمد الله که امروز می توانم حداقل دو رکعت نمازم را خودم بخوانم، این آبرویی که امروز دارم به حرمت شهید است، ان شاء الله که مایه آبروی شهید باشیم و دراین راه بمانیم.

مادرشهید این وقف را لطف حق تعالی بر خودش و شهید و خانواده اش می داند و می گوید: اگر این خانه به حوزه علمیه رسید، لطف خداوند بوده است، چندین مرتبه تصمیم گرفته بودیم، که منزل را عوض کنیم، اما قسمت نشد، این لطف خدا بود که به حوزه علمیه برسد.
 

گلایه از مسئولان!

او از مسئولان استان و شهرستان گلایه دارد، اینکه که با وجود رشادت هایی که فرزند شهیدش داشت، اما در شهر بیرجند هیچ مکانی را به نام فرزند شهیدش نکردند، این موضوع برای مادر شهید سخت است، که فرزندش در راه اسلام سرش را بدهد، اما هنوز در شهر کسی از فداکاری و رشادت های او آشنا نباشد.

مادر شهید در حالی که آهی از ته دل می کشد، می گوید: به هر جا نامه دادم اعمال نشد، ابتدا قول دادند که هوا نیروز بیرجند را به نام شهید کنند اما نکردند، فرزندم با سر رفت، اما بی سر آمد، جا داشت که یک مکانی به نامش شود، تا جوانان او را بیشتر بشناسند، بعدها در فلکه طالقانی عکسی از شهید نصب کردند، اما لطف خدا بود، که این مکان را به وقف حوزه علمیه کردم و این به من تسلی خاطر می دهد.

مادر شهید از طلاب می خواهد که از خود پذیرایی کنند، مهمانوازی که حس خوب مهربانی و صفا و صمیمت میدهد، حتی عکاس خبرگزاری حوزه از نگاه مادر جا نمی ماند و با لحن سرشار از محبت به عکاس حوزه می گوید:«شما نه شیرینی برداشتید و نه میوه، این ها تبرک هستند، اگر برندارید، شهیدمان خوشحال نمی شود» که آقای نوفرستی(عکاس خبرگزاری حوزه) پاسخ می دهد: «شما نگران نباشید! ما در جلساتی که به دیدار خانواده شهدا می رویم، هم فکر و هم قلب و هم جسم خود را سر شار از عطر و بوی شهید می کنیم.»

مادر شهید رئوفی فرد که از همان ابتدای انقلاب یک انقلابی به تمام معنی بوده است، می گوید: اول انقلاب سفر زیارتی را به سوریه رفتیم و آن زمان 500 تومان نذر کردم و در حرم حضرت رقیه(س) و 500 تومان در حرم حضرت زینب(س)انداختم، که انقلاب به پیروزی برسد.

او ادامه می دهد: الان هم من در این مکان روزی از 5 تا 14 هزار صلوات می فرستم، تسبیح دست من است و با هر تسبیح که می چرخانم یک عناب کنار می گذارم، نماز شب من در خانه ترک نشده است، نماز امام زمان(عج) را از اول انقلاب هر هفته چهارشنبه و جمعه شب ها می خوانم.

 

مادر شهید رئوفی فرد با بیان اینکه انقلاب اسلامی، ایران را گلستان کرده؛ اما هنوز برخی‌ها می‌نالند، می گوید: از همان ابتدای انقلاب نذر کردم که هر هفته چهارشنبه و جمعه شب ها نماز امام زمان برای سلامتی امام زمان (عج) و پیروزی نهایی اسلام بخوانم، الان هم در نماز شب خودم برای جوانان کشور دعا می‌کنم.

وی این را هم اضافه می کند که شهیدم می‌خواست که کارهایش ریا نباشد و می‌خواست گمنام باشد، مخالف درجه بود، هرکس می‌گفت درجه شما چه هست می‌گفت من سربازم در صورتی که خلبان بود.

زمانی که با بدرقه و لبخند زیبای مادر شهید خانه را ترک می کردم، حس دلتنگی تمام وجودم را گرفته بود، ولی همش فکر می کردم، واقعا شهید رئوفی فرد که بود؟ وقتی از بنیاد شهید تحقیق کردم دیدم نوشته شده: سرتيپ دو «محمدحسين رئوفي فرد» از خلبانان شجاع و فداکار هوانيروز جمهوری اسلامی ایران بود كه در نهم مهرماه 1334 در شهر بيرجند متولد شد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همان شهر به پايان رساند و با ديپلم مكانيك هنرستان فارغ‌التحصيل شد.

در 26 خرداد 53 باستخدام هوانيروز درآمد و پس از گذراندن دوره‌هاي نظامي و زبان انگليسي، براي يادگيري پرواز با بالگرد به دانشكده مركز آموزش هوانيروز اصفهان اعزام شد.

پروازهاي متعدد او پس از انقلاب به مناطق آشوب زده و بخصوص مبارزه با اشرار و سوداگران مواد مخدر گوشه‌اي از محاسن خدمتي اخلاقي او مي‌باشند، آخرين ماموريت اين خلبان شجاع هوانيروز در غرب كشور رقم خورده است. سرانجام در 28 بهمن 58 با يار هميشه پروازش ستوان غلامحسين جلائي براي درگيري با اشرار به سقز اعزام مي‌شود. در مورخه 10 اسفند 58 پس از انجام ماموريت در اطراف بانه عازم بازگشت به سقز مي‌شوند، كه در گردنه خان هدف گلوله‌هاي اشرار قرار مي‌گيرند و سقوط مي‌كنند.

بالگرد و خلبانان پس از سقوط در زير خروارها برف مدفون و گروه‌هاي اكتشاف مدت دو ماه به جستجو مي‌پردازند، تا اينكه پس از ذوب شدن برف‌ها در تاريخ 22 فروردین 59 لاشه متلاشي بالگرد و پیکر متبرک دو خلبان شهيد پيدا می شود.

گزارش: جواد شریفی نیا

انتهای گزارش/

برچسب‌ها: 

نظرات کاربران