کدخبر: ۳۸۸۹۰
۲۶ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۴۳
چاپ

توافق خوب؛ بعلاوه عزت منهای تحریم

"قابل تفسیر نبودن" توافق، تذکر فنی رهبر انقلاب به تیم هسته ای / ابهامات توافق ژنو چگونه به کمک آمریکایی ها آمد؟

"قابل تفسیر نبودن" توافق، تذکر فنی رهبر انقلاب به تیم هسته ای / ابهامات توافق ژنو چگونه به کمک آمریکایی ها آمد؟

بیرجندرسا-تاکید رهبر معظم انقلاب بر غیرقابل تفسیر بودن توافق احتمالی هسته ای در حالی است که در جریان توافق ژنو ، طرف ایرانی بدون توجه به توصیه کارشناسان، یک توافق تفسیرپذیر را به امضا رساند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بیرجندرسا به نقل از رجانیوز,  فرمایشات مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش، بار دیگر خط سیر اصلی مذاکرات را بر مبنای منفعت ملی و عزت کشور برای تیم مذاکره کننده ترسیم کرد.

 آیت الله خامنه‌ای هفته گذشته در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، به موضوعات مختلفی درباره مذاکرات هسته ای از جمله بحث شفافیت و غیرقابل تفسیر بودن هرگونه توافق احتمالی اشاره داشتند.
 ایشان در بخشی از این فرمایشات فرمودند:
«همه‌ی آنچه هم قرارداد بسته میشود بین مسئولین ما و بین طرف مقابل، باید روشن، واضح، غیر قابل تفسیر و تأویل باشد. این‌جور نباشد که طرف مقابل - که با دبّه‌کردن و چک‌وچانه زدن، کار خود را پیش میبرد - بتواند باز سر قضایای گوناگون، بهانه‌گیری کند، دبّه در بیاورد، کارها را مشکل بکند»
 
 تاکید رهبر معظم انقلاب بر غیرقابل تفسیر بودن توافق احتمالی هسته ای در حالی است که در جریان توافق ژنو ، طرف ایرانی بدون توجه به توصیه کارشناسان، یک توافق تفسیرپذیر را به امضا رساند.
همین مساله سبب شد که طرف مقابل در جریان مذاکرات گام نهایی، تفسیر خاص خود را از توافق ژنو ارائه دهد به همین دلیل از زیر بار بسیاری از امتیازات شانه خالی کرده و یا مسیر مذاکرات را به گونه ای تعریف می کند که در راستای اهداف آمریکا باشد. 
 
یکی از دستاوردهای تفسیرپذیر بودن توافق برای آمریکایی ها، ۱۷ مرحله تحریم جدید علیه ایران پس از توافق ژنو بوده است که بنابر تفسیر مقامات آمریکایی از این توافق، این تحریم ها برخلاف برنامه مشترک اقدام نبوده و در اغلب اوقات نیز واکنش لفظی مقامات ایرانی را هم به دنبال نداشته است. 
 
در این گزارش با بررسی توافق ژنو، "برخی" عبارات و کلمات ابهام انگیز و قابل تفسیر این توافق مورد بررسی قرار گرفته و امید است در توافقات احتمالی آینده، تاکید مقام معظم رهبری مبنی بر غیرقابل تفسیر بودن توافقات عملی شود. 
 
* غنی‌سازی ایران
در توافقنامه ژنو، دو بار به غنی‌سازی ایران اشاره شده است. یک بار در مقدمه و یک بار در بخش پایانی. در مقدمه چنین آمده است: «این راه حل جامع متضمن یک برنامه غنی سازی با تعریف مشترک و محدودیت‌های عملی و اقدامات شفاف ساز به منظور تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هسته‌ای می‌باشد.» در بخش پایانی نیز آمده است: «[گام نهایی باید] متضمن یک برنامه غنی‌سازی باشد که توسط طرفین تعریف می‌گردد، برنامه‌ای که شاخصه‌های آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی، با محدودیت‌های مورد توافق در خصوص دامنه و سطح فعالیت‌های غنی‌سازی، ظرفیت غنی‌سازی، محل‌هایی که در آن غنی‌سازی انجام می‌شود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای دوره زمانی که مورد توافق قرار می‌گیرد، تعیین می‌گردد.»
 
بر اساس این جملات، غنی‌سازی ایران در گام نهایی که زمان آن نامعلوم و درازمدت است، محدود به گزاره‌های ذیل است:
 
اول، تعریف مشترک (دو طرفه)
 
دوم، محدودیت‌های عملی
 
سوم، اقدامات شفاف‌ساز
 
چهارم، انطباق با نیازهای عملی
 
پنجم، محدودیت‌های مورد توافق
 
ششم، دامنه، سطح فعالیت، ظرفیت، ذخایر و محل‌های محدود و مشخص که طبعا باید به صورت دوجانبه تعیین شوند.
 
در این خصوص باید به نکات زیر توجه کرد:
 
الف – با این توافقنامه تعریف غنی‌سازی ایران از چارچوب صرف ان‌‌پی‌تی خارج شده و جنبه بین‌المللی خواهد یافت. نقش ساختار قدرت بین‌المللی یا همان نظام بین‌المللی در تعریف و تبیین اندازه و شکل غنی‌سازی قابل انجام در ایران بر اساس سند ژنو به رسمیت شناخته شده است که می تواند به محدود سازی حق ایران در بهره گیری از چرخه سوخت در خاک ایران بینجامد.
 
ب - مفاهیم «نیازهای عملی و محدودیت‌های عملی» مفاهیمی غیرروشن و تفسیرپذیر است. طرف غربی در مسیر ابداع تعریف مشترک، قادر خواهد بود از این دو مفهوم برای تحدید حق غنی‌سازی ایران استفاده کند. به‌طور مثال، ایران در تعریف میزان غنی‌سازی مورد نیاز خود، عملا نظر طرف‌های بین‌المللی را بر اساس این توافق به‌رسمیت شناخته است. آنها می‌توانند به این نتیجه برسند که چه مقدار غنی‌سازی مورد نیاز ایران است و بدون توافق آنها غنی‌سازی برای ایران قابل تعریف نیست.
 
ج – دوره‌ای که ایران باید محدودیت‌های غنی‌سازی را بپذیرد نامشخص است. اگر این محدودیت‌ها برای یک دوره مشخص و معقول باشد شاید بتوان آن را پذیرفت اما اگر معلوم نباشد که محدودیت‌ها تا کی ادامه دارند، غیر قابل پذیرش است.
 
بر این اساس و در یک کلام، توافقنامه از این جهت که به برنامه (نه حق ) غنی‌سازی ایران اشاره کرده، مثبت است اما از آن رو که آن را به محدودیتهایی فراتر از ان‌پی‌تی مقید کرده، مبهم است. ابعاد این ابهام قطعا باید در مذاکرات جامع زدوده شوند. البته اگر طرف غربی به زدودن آنها تن دهد؛ چون قطعا این عبارات را بیهوده در توافق نگنجانده‌ است!
 
* قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد
 
در بخش مقدمه، به صراحت به قطعنامه‌های شورای امنیت اشاره شده است:«در فاصله میان گام‌های اولیه و گام آخر، گام‌های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت.»
 
قطعا جمهوری اسلامی ایران بنا بر مواضع اعلامی خود قطعنامه‌های مزبور را «غیرقانونی» می‌داند. بنابراین ابهام اینجاست که پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت به چه معناست؟ اگر به معنای عدم اجرای آنهاست – که از نظر جمهوری اسلامی قطعا هست، پس «پایان رضایت‌بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت» چه معنایی دارد؟
 
این مفاهیم ابهام دارند. همین بخش می‌تواند به نوعی سکته در مذاکرات جامع ایجاد کند؛ چون طرف غربی اگر نخواهد حسن نیت به خرج دهد می‌تواند بر اساس همین توافق به اجرای قطعنامه‌های اصرار ورزد؛ چیزی که بعید است محقق شود.
 
* تجدیدپذیر بودن دوره ۶ ماهه توافق
 
در پاراگراف اول بخش مربوط به گام اول آمده است: «گام اول دارای دوره زمانی شش ماهه خواهد بود و با توافق متقابل قابل تمدید می‌باشد.» سوال اینجاست که اگر مبنای گام اول اعتمادسازی است، چرا زمان آن قابل تجدید است؟!با این عبارت طرف غربی گفته است که ممکن است ۶ ماه محدودیت، برای اعتماد به ایران کافی نباشد. در ضمن طرف مقابل این حق را یافته است که با پایان ۶ ماه دوباره بر تجدید آن اصرار ورزد. اگرچه ایران حق دارد نپذیرد اما همین مساله می‌تواند روند مذاکرات را دچار چالش کند.
 
* از دست رفتن ابزار اصلی چانه‌زنی در مذاکرات جامع
 
اصلی‌ترین ابزار چانه‌زنی ایران در مذاکرات، «ذخایر اورانیوم ۲۰ درصدی» بوده است. بر اساس توافق ۶ ماهه، در همین دوره نیمی از ذخایر ۲۰ درصدی به میله سوخت تبدیل شده و نیمه دیگر ترقیق می‌گردد. جان کری به صراحت ابراز داشته که ذخایر ۲۰ درصدی ایران پس از این دوره ۶ ماهه به صفر می‌رسد.
در چنین شرایطی ابهام اینجاست که برای امتیاز گرفتن از طرف غربی در مذاکرات جامع کدام ابزار باقی مانده است؟ مبادا طرف غربی برای دادن امتیازات هسته‌ای در مذاکرات جامع بتواند به مسائل غیرهسته‌ای ورود کند.شاید بهتر بود بخشی از ذخایر ۲۰ درصدی ایران در دوره ۶ ماهه کاهش یابد و بخش دیگر به‌عنوان ابزار چانه‌زنی باقی بماند.

* گام پایانی طولانی‌مدت
 
در خصوص گام پایانی به‌صراحت در توافق آمده است: «دارای دوره زمانی بلندمدت مشخصی خواهد بود که مدت آن مورد توافق قرار خواهد گرفت.» این بدان معناست که ایران برای یک مدت نامشخص اما طولانی باید محدودیت‌هایی را که ظرف یک‌سال آتی مشخص خواهند شد، بپذیرد.سوال اینجاست: «چرا طولانی‌مدت؟» اصلا طولانی‌مدت بر چه مبنایی تعریف می‌شود؟ این یک ابهام جدی است. برخی شنیده‌های موثق در خصوص این زمان ارقامی را متذکر می‌شوند(۲۰ سال) که نامعقول‌ و توجیه‌ناپذیرند.
 
* منطق «همه یا هیچ»
 
در توافق به صراحت آمده است: «در خصوص گام نهایی و هر یک از گامهای میانی، این اصل اساسی که «تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است» اعمال می‌شود.»
سوال این است که چرا و بر چه مبنایی؟ آیا مثلا نمی‌شود در خصوص یک بخش جزئی توافق کرد و امتیازاتی در برابر آن گرفت؟ این اصل حداقل مشکلی که ایجاد می‌کند طولانی و سخت کردن مذاکرات است.
 
* عبارت مبهم «اجرای موفقیت‌آمیز»
 
«به دنبال اجرای موفق گام نهایی راه حل جامع و با سپری شدن کامل دوره زمانی گام نهایی، با برنامه هسته‌ای ایران همانند برنامه هر کشور غیرهسته‌ای دیگر عضو NPT رفتار خواهد شد.»
 
سوال اینجاست، موفق بودن اجرا چه مبنایی دارد و چه کسی آن را تعیین خواهد کرد؟ بر اساس کدام مدالیته می‌توان تشخیص داد که ایران به شکل موفقیت‌آمیز گام طولانی‌مدت نهایی را با موفقیت پشت سر گذاشته است؟ معیار تشخیص کیست و چیست؟
 
نکته دیگر آنکه بعد از اجرای گام اول و میانه و اجرای قطعنامه ها و گام نهایی که احتمالا به بیش از ۲۰ سال خواهد انجامید، چه دستاوردی این توافق نامه به ایران داده است؟ دستاورد پیش بینی شده آن است که همانند بقیه کشورهای دیگر عضو معاهده برخورد خواهد شد. یعنی نقطه سر سطر.  یعنی دوباره از اول باید بحث شود که آیا حق غنی سازی در معاهده وجود دارد یا خیر؟ این مذاکرات برای این بود که مشکل را حل کند نه اینکه بعد از ۲۰ سال مجددا از اول بحث شود. بنابراین باید در این بند تکلیف را معین می کردند که ایران از غنی سازی برخوردار خواهد شد. در غیر این صورت نباید این توافق نامه امضا می شد. و باید صبر می کردند تا طرف مقابل بعد از پذیرش آن ، امضا کنند.
 
هر چند با عدم تحقق امتیازاتی که ایران باید از توافق ژنو از طرف مقابل کسب می کرد، هدف آمریکایی ها در به کارگیری نقاط ابهام انگیز در این توافق مشخص شده است، با این حال انتظار می رود تیم هسته ای ایران با کسب تجربه ای که بهای آن، تعطیلی صنعت هسته ای ایران بوده است، از تکرار تجربه ژنو جلوگیری کند. 

نظرات

نظرات شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.

پربیننده ترین ها

آخرین اخبار