کدخبر: ۳۸۷۲۷
۲۰ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۱
چاپ

خاطرات زنان انقلابی/

به خاطر حکومت و اسلام وارد فعالیت های انقلابی شدم/امیدوارم مدیون شهدا نباشم و ادامه دهنده ی راه آنها باشم

به خاطر حکومت و اسلام وارد فعالیت های انقلابی شدم/امیدوارم مدیون شهدا نباشم و ادامه دهنده ی راه آنها باشم

بیرجندرسا- به خاطر حکومت و اسلام وارد فعالیت های انقلابی شدم و به نسل امروز توصیه میکنم که وصیت نامه ی امام و شهدا را بخوانند وادامه دهنده ی راه آنها باشند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بیرجندرسا به نقل اززن امروز, انقلاب اسلامى ایران بی ى‏شک یکی از پدیده ه‏اى نو ظهور در قرن حاضرمى‏ باشد.انقلابى غایت‏گرا،آرمانگرا،اسلامگرا ، عالمگیر و بى ‏نظیر در جهان اسلام که به رهبری امام خمینی(ره) هدایت گردید.ایشان با هدف مقابله با سلطه ابرقدرتهاى شرق و غرب، ملل اسلامى را به رویکردى مجدد به ارزشهاى اسلامى فرا خواندند و با قائل شدن رابطه اى مستقیم میان انقلاب و ایدئولوژى،انقلاب را شرطى لازم و ضرورى براى تحقق آرمانهاى الهى و وسیله ‏اى براى نیل به مقاصد مکتبى تلقى کردند، ودر راه پیاده کردن نظریه خویش اهتمام نمودند. زنان به واسطه نقش تاثیرگذار خود در جامعه همیشه مولد یک حرکت بوده اند و پیروزی انقلاب اسلامی  به واسطه نقش تاثیرگذار زنان بوده است و امروز نیز می بینیم که زنان انقلاب اسلامی فعالتر از گذشته در عرصه های گوناگون فعالیت می کنند.در ادامه گفتگویی خواهیم داشت با یکی از بانوان انقلابی بیرجند:
خودتان را معرفی نمایید ؟
حوا عابدی هستم همسر شهید برات شریفی  و خواهر شهید محمد شریفی.در حال حاضر در بخش دفتری آموزش و پرورش کار میکنم در زمان انقلاب مدتی رابط سپاه و تعاون بودم ،قبل از انقلاب فعالیتی نداشتم امابعداز انقلاب فعالیتم را شروع کردم.
 
تاثیر خانم ها در پیروزی انقلاب اسلامی
خانم ها در پیروزی انقلاب خیلی تاثیر داشتند و بیشتر جمعیت انقلابیون خانم ها بودند که حتی فرزندانشان را موقع شرکت در راهپیمایی با خود می آوردند.در زمان جنگ ما خانم ها بافتنی می بافتیم ,کفن می دوختیم و همینطور بازو بند انتظامات.حضور خانمها بعداز انقلاب به خاطر سنگین تر شدن وظیفه شان خیلی بیشتر شد حکومت اسلامی پشتیبان خانم هاست و از نظر اسلام زن و مرد مساوی هستند ومن به خاطر حکومت و اسلام وارد فعالیت های انقلابی شدم.
روز ورود امام به تهران
 آن زمان 25 سالم بود و تهران زندگی میکردیم، همیشه خانوادگی در راهپیمایی ها شرکت می کردیم ولی روز ورود امام قرار شد خانم ها در خانه باشند و آقایان در راهپیمایی شرکت کنند،که ناگهان تلویزیون قطع شد و سرود شاهنشاهی پخش شد،ما هم خانه را ترک کردیم و به استقبال امام رفتیم.در زمان انقلاب  هرکس هرکاری می توانست انجام می داد،جوان ترها کروموتور درست میکردند و ما صابون و شیشه برای آنها تهیه میکردیم.
خاطره ای از ورود امام به تهران
شب قبل از ورود امام به تهران امام را درخواب دیدم که گفتند این هفته به تهران نمی آیند که این خواب من به حقیقت پیوست.
برای رفتن به جبهه سال تولدش را تغییر داد
موقع انقلاب برادرم کلاس سوم یا چهارم بود در تهران دخترو پسرهای دبستانی مختلط بودند، یکی از دخترهای کلاسش روسری نداشت برادرم به سر او زد و گفت یا روسری یا توسری.از 14 سالگی دوست داشت به جبهه برود با این که دانش آموز بود اما درسش را رها کرد و می خواست به جبهه برود،اما به خاطر سن کمش به او اجازه نمی دادند،از شناسنامه اش فتوگرفت، سال تولدش را تغییر داد و به جای شناسنامه فتوی آن را برد و به این طریق به جبهه رفت ،دو بار مجروح شد بعد هم به آرزویش رسیدو شهید شد.
طاقت ماندن در خانه را نداشت
همسرم عضو سازمان تبلیغات استان تهران بود و در قسمت فنی کار می کرد ،به همراه برادرم در گرفتن پادگان ها شرکت می کردند وهمیشه آرزوی شهادت داشتند،داوطلبانه  به عنوان راننده به جبهه رفت.هفته ی وحدت بود و همسرم روحانیون را به جبهه می بردند باتوجه به کیلومتر شمار ماشین  باید در  قصر شیرین می بودند اما آنجا شهری نبود قصرشیرین با خاک یکسان شده بود. وقتی به خانه برگشت طاقت ماندن در خانه را نداشت باز هم داوطلب شد و به جبهه رفت، در راه برگشت یک ماشین دچار نقص فنی می شود و همسرم ماشین خود را با ماشین او عوض می کند در جاده ی کردستان که یک سمت دره و سمت دیگر کوه بوده یک تریلی از روبرو می آید ایشان مجبور شدند به تریلی بزنند،با وجود این که 21 نفر در ماشین بودند فقط همسرم شهید شدند و هیچ کس حتی زخمی هم نشد.
سخن پایانی
امیدوارم هیچ وقت مدیون شهدا نباشم و ادامه دهنده ی راه آنها باشم.

نظرات

نظرات شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.

پربیننده ترین ها

آخرین اخبار