کدخبر: ۳۷۹۲۲
۲۹ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۳۱
چاپ

مروری بر دست نوشته های یک معلول:

مروری بر دست نوشته های یک معلول: خدایا من کی می میرم...؟

مروری بر دست نوشته های یک معلول: خدایا من کی می میرم...؟

بیرجندرسا-گوشه ای از دردها و مشکلات قشر معلول را با تاسی از دست نوشته های یک معلول جسمی و حرکتی به آگاهی مسئولین و مردم می رسانیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بیرجندرسا به نقل از  اروم نیوز ، برای بیان گوشه ای از دردها و مشکلات معلولین تصمیم گرفتیم قلم و کاغذ را در اختیار یکی از معلولین جسمی و حرکتی ارومیه قرار دهیم. وی 35 سال سن دارد و از سن 15 سالگی قطع نخاع شده است.

زندگی آنگونه که وی با بیانی دردآلود می گوید برایش برزخی از دردها و عذاب های بی پایان است...

نگاه سنگین و زبانهای نابودگر به جای همیاری و همدردی

درد و رنج ناشی از معلولیت جسمی، حرکتی و روانی که در وجود معلولین خلاصه شده است زمانی که با زخم زبانها و نگاه غلط مردم به این قشر فراموش شده  آمیخته می شود به مثابه سونامی مرگبار، وجود آسیب پذیر معلولان را درمی نوردد.

مع الاسف در جامعه کنونی ما به جای همدردی و همیاری، نهال وجود معلولین با فرهنگ پیش پا افتاده عمومی به گونه ای پرورده می شود که انگار معلولیت زندگی در برزخ زخم زبانها و نگاههای سنگین مردم معنی می شود.

در توصیف این وضعیت مرور چکیده دست نوشته های یک معلول ارومیه ای که نخواست نامش فاش شود فصل الخطاب است...   

        

کمک های بهزیستی از 53 هزار تومان مستمری ماهیانه تا تسهیلاتی که بیشتر شامل سالم ترین ها می شود!

نهاد بهزیستی به عنوان متولی و یاری دهنده معلولین یکی از سازمانهایی است که بعداز انقلاب اسلامی در ایران ایجاد شده است. ولی این نهاد نیز با کمکهای ناچیزی که به معلولین ارائه می دهد هرگز نتوانسته  حتی گوشه ای هر چند کوچک از دردها و رنج های واماندگان اجتماع را درمان کند.

در صورت داشتن اعتبار ماهیانه 53 هزار تومان به حساب معلولین انگشتی تا قطع نخاعی ها مستمری میدهد! اگر معلولی توانایی کار داشته باشد 15 میلیون تومان وام اشتغال می گیرد و 53 هزار تومان مستمری ماهیانه اش را از دست میدهد، اگر معلول توانایی کار نداشته باشد تسهیلات نمی گیرد و با همان 53 هزار تومان روزگار می گذراند، برای درمان معلولین کمک هزینه می دهد ولی معلول باید اول خرج کند و فاکتور بگیرد، راهروهای بهزیستی را طی کند و نهایتا! بعداز چند ماه بخش کوچکی از هزینه درمانی اش را بازگیرد...

بازهم برای بیان این دردها قلم و کاغذ را در اختیار یک مددجوی بهزیستی با معلولیت 80 درصدی از لحاظ جسمانی می گذاریم:

می گوید: بهزیستی حامی نیست، اداره امیدهای ناامید است. ای کاش نبود، بعضی ماهها 53 هزار تومان پول می دهد، مقدار کمی از هزینه های درمانی را بعداز چند ماه بازپراخت می کند، ولی ما با وضعیت درآمد و خرج روزانه چه کنیم؟ کم کم والدین و خواهر برادر نیز از سرپرستی و هزینه بالای ما خسته می شوند. خدا میداند آینده ما چه خواهد بود.

کاش قبل از اینکه آواره کوچه و خیابان شویم به نزد خدای خود بازگردیم...

تصویر پایانی دست نوشته های یک معلول:

 

نظرات

نظرات شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.

پربیننده ترین ها

آخرین اخبار