آی پرسه
همراه لحظه های جوانی
5. دى 1398 - 8:45
بیرجندرسا-مساجد عموماً نیم ساعت قبل از اذان ظهر و مغرب و احیاناً نماز صبح باز می شوند و یک ساعت بعد از آن هم درب خانه خداوند توسط خادم بسته خواهد بود مگر اینکه مجلس ختمی برقرار باشد که البته آن هم عموماً نصیب مساجد پر زرق و برق خواهد شد!

به گزارش خبرنگار بیرجندرسا،«اعتراض حق مردم است.» آنچه که در بیان تمامی مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران در طول این چهل و یک سال از انقلاب اسلامی مشترک بوده است؛ این حرف با آن که احتمالاً باور ایشان نیز بوده است اما در طول این مدت مصداق عملی چندانی نداشته است. به خصوص تجربه این چند سال اخیر نشان داده که عموماً هر وقت مردم نسبت به اتفاق، تصمیم و یا مسئله ای در کشور اعتراضی داشته و قصد داشتند آن اعتراض را به گوش مسئولین برسانند، تجمعاتشان به اغتشاش و درگیری منتهی شده است. اتفاقی که نهایتاً نظام اسلامی باید هزینه اش را بپردازد.

در واقع این اتفاق از هر دو جهت به نوعی شکست در پی خواهد داشت! یعنی وقتی مردم اعتراض برحقی دارند، چون این اعتراضات به اغتشاش منتهی می شود دو نتیجه را می تواند در پی داشته باشد؛ چون اعتراض به اغتشاش انجامیده لاجرم نیروهای امنیتی باید برای جلوگیری از رسیدن آسیب به اموال عمومی و خصوصی وارد عمل شده و با معترضان و البته اغتشاشگران مقابله جدی کنند. در اینجا اگر غائله خوابیده شود در عمل اعتراض مردم که البته به حق هم بوده، بی نتیجه خواهد بود و این یعنی دلسردی و ناامیدی مردم! و اگر غائله فراگیر شود مهمترین رکن پیشرفت یعنی امنیت متزلزل می شود و آرامش کل مردم از بین خواهد رفت و کشور در همه عرصه ها ضربه خواهد خورد!

فارغ از این که مسئولین باید در تصمیم گیری هایشان جنبه های اجتماعی را نیز در نظر بگیرند و مقدمات و مؤخرات لازم را انجام دهند، اما برای اعتراضات به حق مردم هم باید فکری کرد! نمی توان صرفا از رسانه هایی چون صدا و سیما سخنرانی یک طرفه داشت و حرف مردم را نشنیده و نادیده گرفت.

برخی حرف از فرهنگ سازی نحوه اعتراضات مسالمت آمیز در بین مردم را به میان می آورند؛ اما آنچه مسلم است حداقل در این تجربه های اخیر، مشکل از فرهنگ مردم معترض نبوده است. طبیعی است دشمنی که در تمامی منطقه ایجاد نا امنی و اختلافات فراوان داخلی کرده است لحظه ای از ضربه زدن به محور مقاومت یعنی جمهوری اسلامی غافل نشود؛ پس چه جایی بهتر از محل اعتراضات مردمی! فرض کنید تعدادی شرور آموزش دیده با ظاهری مردمی در بین دیگر مردم معترض که البته دارای هیجان هم هستند وارد شوند و از شلوغی موجود کمال استفاده را کرده و نقشه های خود را پیاده کنند! برای یک شهر کوچک، 100 نفر عنصر نفوذی برای برهم زدن نظم و امنیت کافی است، لذا طبیعی است که هر اعتراضی هر چند بر حق باشد و در آرامش کامل برگزار شود اما انتهایش به اغتشاش کشیده شود!

پس راه حل چیست؟ آیا در این مسئله به بن بست رسیده ایم؟ آیا باید به مردم گفت که تنها عرصه ای که شما می توانید در تصمیمات نظام حضور داشته باشید انتخاباتی است که هر دو سال یک بار انجام می شود؟ یعنی اگر احیاناً منتخب مردم در برخی تصمیماتش اشتباه کرده باشد دیگر کاری نمی توان کرد و مردم باید پای انتخاب احیانا اشتباهشان بایستند!

برخی پیشنهاد ایجاد و یا تأمین پارک هایی مخصوص به این کار داده اند، از آن پیشنهادات سکولاری که از زمان قاجار مُد شده است، پیشنهاداتی که عموماً ناکارآمدی خود را در طول تاریخ نشان داده اند که البته جای بحثش در این یادداشت نیست!

در اینجا راهکاری را پیشنهاد می دهیم که هم آزمونش را در طول تاریخ پس داده، هم راه را برای نفوذ بیگانگان به حداقل می‌رساند و هم ریشه اسلامی و توحیدی دارد.

مسجد و بقاع متبرکه...

محلی که از نظر اسلام و البته انقلاب اجتماع اصلی مردم در آن صورت می گیرد! در طول تاریخ نیز مردم عموماً اعتراضات خودشان را در مسجد و یا بقاع متبرکه و البته با پیشوایی علما و فقها به گوش حکومت میرساندند.

اما متأسفانه چند سالی است که مسجد جایگاه اجتماعی-عبادی خود را صرفا به محلی عبادی، آن هم در یک قلمرو محدود، تعدیل نموده است. مساجد عموماً نیم ساعت قبل از اذان ظهر و مغرب و احیاناً نماز صبح باز می شوند و یک ساعت بعد از آن هم درب خانه خداوند توسط خادم بسته خواهد بود مگر اینکه مجلس ختمی برقرار باشد که البته آن هم عموماً نصیب مساجد پر زرق و برق خواهد شد!

وقتی مسجد کارآیی اصلی خود را در جامعه از دست بدهد طبیعی است که آمار ازدواج پایین بیاید، اختلافات خانوادگی بالا برود، افسردگی افسارگسیخته شود، برخی به فکر خودکشی بیفتند و در نهایت آنچه مورد بحث ماست یعنی اعتراضات مردم به خیابان و نهایت به اغتشاش کشیده شود.

در احیای جایگاه واقعی مسجد، روحانیت و علمای حوزه نقش اصلی و اول را دارند و در تبدیل این ظرفیت به محل و سازوکاری برای تحقق نقش آفرینی مردم در تصمیمات حکومتی، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی هستند که می‌توانند این امر را احیا نمایند. نمایندگانی که دغدغه مردم شهر و دیارشان را دارند و در پی دریافت و اعمال خواسته های ایشان هستند، از مسجد مکانی و ظرفیتی بهتر برای ارتباط سالم مستقیم و رو در رو نخواهند یافت.

همچنین ائمه جمعه و نماز جمعه به صورت هفتگی و البته کلان، دیگر سازوکاری است که اسلام در تلاقی مردم و حکومت تعبیه کرده و می‌تواند مأمنی باشد برای تمامی مردم مؤمن، فعال، دلسوز و توانمندی که دغدغه پیشرفت نظام اسلامی را داشته و در برابر تصمیمات احیاناً اشتباه مسئولین احساس مسئولیت کرده و بی تفاوت عبور نمی کنند.

مساجد، بقاع متبرکه و نماز جمعه سازوکارهایی هستند که هم قانونی و هم شرعی بوده و هم در عمل کمترین آسیب را به امنیت و اعتبار نظام وارد می کنند. رسیدن به چنین مرتبه ای نیاز به بودجه خاصی ندارد بلکه اندکی اندیشه نیازمند است و البته بسیاری همت.

یادداشت: علی نوفرستی

نظرات کاربران