19. آبان 1397 - 12:03
بیرجندرسا-خانواده ام به شدت با طلبه شدن من مخالفت می کردند، لذا برای اینکه قدر عافیت را بدانم و از تصمیمم برگردم، من را به کار کردن در جوشکاری مشغول کردند ....2

به گزارش خبرنگار بیرجندرسا، زندگی یک طلبه با فراز و نشیب‌هایی روبرو است که جنس این فراز و نشیب‌ها با سایر مردم فرق می‌کند، طلبه به واسطه وظیفه‌ای که در ارتباط با جامعه دارد، روزهای خاصی را باید تجربه کند، روزهایی که البته سراسر شوق و امید به آینده و یادگیری مطالب بسیار است.

معمولا طلبه ها در دوره طلبگی وضعیت مالی مساعدی ندارند، دلیل آن نیز مشخص است، طلبه در این دوران درآمدی به غیر از شهریه ندارد؛ شهریه هم به سختی کفاف زندگی را بکند اجاره خانه، قسط های بر جای مانده از عروسی و خرج و مخارج روزمره مشکلاتی است که طلاب با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

 طلاب در سال‌های اولیه طلبگی، نه فرصت کار کردن دارند و نه تخصصی برای انجام کار، از این رو معمولا این مشکلات وجود دارد، برخی از پدران طلاب در این زمینه کمک‌هایی می‌کنند، اما اکثر طلاب با همان شهریه زندگی می‌کنند.

طلبه ای که قبل از ورود به حوزه علمیه در رفاه بزرگ شده باشد یا آگاهی و آمادگی برای چنین زندگی را نداشته باشد، کمی برایش سخت خواهد بود، اما به مرور با بالا رفتن سطح تحصیلات و برخی از کارهای جنبی، زندگی از نظر مالی وضعیت بهتری بخود می‌گیرد اما گذران این دوره مهم است، البته بسیاری از طلاب در همین دوره نیز بسیار خوشحال و سرزنده زندگی میکنند و با قناعت از زندگی خود لذت می‌برند.

در این روز هایی که مدارس علمیه حال و هوای درس و بحث، برای اینکه بیشتر با زندگی یک طلبه آشنا شوم، به  مدرسه علمیه امیرالمومنین(ع) بیرجند رفتم.

وارد مدرسه که شدم، در راهرو همهمه ای بلند بود، عده ای از طلبه ها در حال بحث و گفت و گو درباره مسائل روز و عده ای نیز در حال خواندن کتاب های خود برای حاضر شدن بر سر کلاس درس بودند.

هدف اصلی، گفتگو با یکی از اساتید این مدرسه بود، سراغش را گرفتم و از اخلاقیاتش و همچنین برخورد با دیگران سؤال کردم، همه طلبه های جوان از نوع برخورد این استاد راضی به نظر می آمدند و به نیکی از او یاد می کردند.

وارد دفتر مدرسه شدم، پس از احوالپرسی گرم و بسیار صمیمی، از استاد خواستم تا اندکی وقتش را در اختیارمان قرار دهد، وعده گفتگو را پس از اتمام کلاس هایش قرار داد، ساعاتی را به انتظار نشستیم تا او با روحیه ای خستگی ناپذیر آماده مصاحبه شد.

این روحانی ۴۳ ساله، متولد شیراز است، از 17 سالگی وارد حوزه  علمیه شده و بیش از ۲۰ سال سابقه تبلیغی در مناطق مختلف را در کارنامه خود دارد.

در سن نوجوانی بر خلاف دیگر دوستان و اقوامش، علاقه شدیدی به حوزه علمیه پیدا کرده و به جای تحصیل در دانشگاه و انتخاب رشته‌هایی مانند پزشکی، طلبگی را انتخاب می‌کند و تحقیق و پژوهش و ادامه راه بزرگان حوزوی مسیر آینده‌اش را روشن می‌سازد.

اتفاقات بسیار جالبی در زندگی اش به وقوع می پیوندد و با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم می کند تا به جایگاهی که اکنون قرار دارد برسد.

حجت الاسلام نخعی پور استاد مدرسه امیر المومنین(ع) در گفتگو با خبرنگار «بیرجندرسا» در بیرجند، سخنانش را اینگونه آغاز کرد: در سال ۵۴ در شیراز متولد شدم، و به دلیل شغل پدرم که نظامی بودند، سال ۷۲ از شیراز به بیرجند آمدیم.

دوراهی علاقه ای که انتخابش لباس مقدس روحانیت شد

حجت الاسلام نخعی با اشاره ای علاقه دوران نوجوانی خود گفت: زمانی که در شیراز زندگی می‌کردم به نویسندگی و نمایش‌نامه نویسی علاقه بسیار داشتم، لذا در اول دبیرستان، نمایش‌نامه‌ای نوشتم که خودم، هم کارگردان و هم نقش اول را بازی کردم و توانستم حایز رتبه برتر گردم، اما این کار را علی‌رغم پیشنهاداتی که به من شد‌، ادامه ندادم.

سختی رسیدن به طلبگی

این روحانی با بیان نحوه  ورود به حوزه  علمیه ادامه داد: در روزهای آخری که در شیراز زندگی می کردیم، روحانی مسجد امام حسن(ع)، کلاس‌های بسیاری برگزار می‌کرد و شرکت در این کلاس‌ها و همچنین نشستن در پای منابر حاج شیخ حسن انصاریان کم کم علاقه ام را به طلبگی بیشتر کرد.

حجت الاسلام نخعی پور افزود: سخنان حاج شیخ حسن انصاریان تحولی در من ایجاد و احساس کردم، تنها روحانیت است که می تواند در فرد انقلاب ایجاد کند، زیرا در دوران دبیرستان دوستی داشتم که از وضعیت خوبی برخوردار نبود، اما سه شب در پای منبر حاضر شد و به کلی تغییر پیدا کرد و راهش را تغییر داد.

وی خاطرنشان کرد: تا آن زمان در بین فامیل و اقوام، کسی درس طلبگی نخوانده بود، اما با توجه به اینکه علاقه بسیار زیادی به روحانیت در من ایجاد شده بود، درسم را تا دبیرستان ادامه دادم و سپس رها کردم.

اشتغال در کارگاه جوشکاری

استاد مدرسه علمیه امیرالمومنین(ع) خاطر نشان کرد: خانواده ام به شدت با طلبه شدن من مخالفت می کردند، لذا برای اینکه قدر عافیت را بدانم و از تصمیمم برگردم، من را به کار کردن در جوشکاری مشغول کردند.

واکنش منفی خانواده

وی با اشاره به واکنش منفی به طلبگی در خانواده گفت: یکی از دلایل واکنش منفی خانواده این بود که پدرم دوست داشت درسم را ادامه بدهم و رشته پزشکی را انتخاب کنم، اما در حال حاضر نگاه خانواده‌ام به شغلم و حوزه علمیه تغییر پیدا کرده است.

این استاد حوزه، آشنایی با مرحوم کرامی را کلیدی برای رسیدن به هدفش یادکرد و گفت: به سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه کردم و با یکی از عوامل این سازمان، موضوع طلبه شدنم را بازگو کردم و ایشان نیز من را به مرحوم کرامی، مسئول وقت مدرسه علمیه امام خمینی(ره) معرفی کرد.

حجت الاسلام نخعی پور اضافه کرد: برای دیدن و صحبت کردن با مرحوم کرامی، به منزلشان رفتم و ایشان کتابی را معرفی و گفتند تا صحفه نخست آن را حفظ کنم، لذا به دلیل علاقه‌ای که به حوزه علمیه داشتم تا نیمه‌های شب در حال حفظ صفحه نخست کتاب بودم و بعد از حفظ یک صفحه و نصف آن دوباره به سراغ مرحوم کرامی رفتم و ایشان نیز بنده را پذیرفتند.

ورود رسمی به حوزه

وی با بیان اینکه بعد از کش و قوس های فراوان در سال ۷۲ به حوزه علمیه وارد شدم، عنوان کرد: بعد از یک سال که در بیرجند بودم، در سال ۷۳ به مشهد مقدس رفتم و به طور رسمی طلبه حوزه علمیه مشهد شدم و تا سال ۸۶ در آن حوزه به تحصیل پرداختم، و سپس در رشته کارشناسی علوم قرآنی دانشگاه رضوی شرکت و پس از کسب موفقیت، مسئول آموزش حوزه علمیه مشهد را عهده دار شدم.

حجت الاسلام نخعی پور افزود: در اوایل که وارد حوزه علمیه شدم، از امکاناتی برخوردار نبودیم، نه صبحانه، نه ناهار و نه شام و گاهی اوقات تنها با یک حلوا شکری روز خود را می گذراندم.

وی بیان داشت: شرایط زندگی در شیراز با بیرجند کاملا متفاوت بود، در شیراز از نعمت گاز برخوردار بودیم، اما در حوزه باید از نفت استفاده می کردیم و شرایط به کلی فرق می کرد، لذا صورت خود را با سیلی سرخ نگه می داشتم تا خانواده ام از مشکلاتی که در حوزه با آن روبرو بودم، آگاه نشوند.

این استاد حوزه با بیان اینکه یک سالی که در حوزه علمیه بیرجند به تصحیل پرداختم با مشقت بسیار زیاد روزگار گذراندم، گفت: با توجه به اینکه منفعت خود را در حوزه علمیه یافته بودم، تمامی مشکلات را با جان و دل تحمل می کردم.

حجت الاسلام نخعی پور ادامه داد: پس از چهار سال و پس از اینکه نمایندگی حوزه علمیه در بیرجند تاسیس شد، در سال ۸۸ به بیرجند برگشتم و مدتی در قسمت مشاوره حوزه علمیه و در حال حاضر نیز معاون فرهنگی و تبلیغی حوزه را بر عهده دارم.

خاطره ای که درک حقیقت وجودی امام حسین(ع)  را  برای انسان دوچندان می کند

وی با بیان خاطره ای عنوان کرد: یکی از خاطراتم به هشت سال قبل و زمانی که در بوشهر سخنرانی می‌کردم برمی‌گردد؛ در آن زمان ۱۰ روز نخست ماه محرم منبر داشتم و در روز عاشورا در حال سخنرانی بودم، که پدری با دو نفر از فرزندانش را در انتهای مجلس دیدم، این افراد چهره هایی عجیب داشتند و طی این 10 روز منبر آن ها را ندیده بودم.

این استاد حوزه ادامه داد: پس از پایان مراسم از مسئول حسینیه جویای این افراد شدم، که گفت « این مرد به همراه همسر و فرزندانش در کوه زندگی می‌کنند، در طول سال به شهر نمی آیند و فرزندانشان را به مدرسه نمی‌فرستند و زندگی عجیبی دارند، و تنها روزی که حاضر می شوند به شهر بیایند همین روز عاشورا و شرکت در عزاداری امام حسین(ع) است.

حجت الاسلام نخعی پور خاطرنشان کرد: این موضوع شاید یکی از خاطرات عجیبی بود که تاکنون با آن مواجه شده بودم و تاثیری روی من گذاشت که هنوز هم آن را به خاطر دارم.

هزینه کردن  برای رسیدن به عشق حقیقی

این کارشناس دینی  با بیان اینکه هر کاری که با عشق جلو برود، سختی‌ها برای آن معنا ندارد، بلکه تبدیل به شیرینی می‌شود. گفت: برخی از جوانان که تحت تأثیر فضای مجازی قرار دارند، با طلبه‌ها برخورد خوبی ندارند، لذا بارها با طعنه ها و کنایه های آنان مواجه شده‌ام اما با توجه به اینکه تحمل کردن ها را برای خود نوعی کمال می دانم، از برخوردشان دل شکسته و ناامید نمی‌شوم.

این استاد حوزه با اشاره به ارتباطش با طلاب افزود: در طول این مدت سعی کرده ام، ارتباطم با دیگر طلبه ها، همانند دو دوست باشد، زیرا می دانم اینگونه ارتباط تأثیرش بیشتر از زمانی است که در نقش یک استاد ظاهر شوم.

طلبه باید نگاهی همچون پیامبر به جامعه داشته باشد

حجت الاسلام نخعی پور با بیان اینکه دشمن به دنبال تخریب چهره روحانیت در جامعه است، گفت: دشمنان قبل و بعد از انقلاب اسلامی به دنبال تخریب روحانیت بوده‌اند و امروز نیز طلبه در جامعه اسلامی کسی است که از بالا به مردم نگاه نکند، بلکه نگاه پیامبری داشته باشد.

وی با بیان اینکه یک طلبه باید دارای تواضع و با مردم همنشین باشد و اطلاعات دینی خود را تا حد امکان بالا ببرد، گفت: اگر طلبه‌ها تواضع داشته باشند، جوانان نیز در بسیاری از مسائل زندگی خود، با طلبه‌ها مشورت می‌‌کنند و این اعتماد جوانان به روحانیت بسیار ارزشمند است.

نگاه داشتن حرمت لباس پیامبر

این استاد حوزه تصریح کرد: سابقه حوزه علمیه به ۱۴۰۰ سال قبل برمی‌گردد و کوچک‌ترین خطا از سوی یک طلبه، سبب می‌شود تا سابقه ۱۴۰۰ ساله حوزه علمیه آسیب ببیند، لذا باید دقت بیشتری در حفظ حرمت لباس روحانیت صورت گیرد.

حجت الاسلام نخعی پور افزود: روحانی در یک محله باید امام آن محله باشد و در تمام کارهای محله پیشرو و اقدامات یک محله را به دست بگیرد.

وی ادامه داد: طلبه‌ها باید از مسائل روز جامعه باخبر باشند و قبل از رفتن به منابر مطالعه کافی داشته باشند، زیرا اگر فردی بدون مطالعه پای بر منبر پیامبر اکرم گذارد، به مردم ظلم کرده است.

این روحانی در پایان گفت: یک طلبه روزهایی را در زندگی خود تجربه می‌کند که شاید در زندگی افراد عادی هیچ گاه اتفاق نیفتد، اما آنچه که مهم است، انتقال آن تجربیات به افراد جامعه است.

سخن پایانی

یک طلبه هدفش را در همان ابتدای ورد به حوزه مشخص می کند، از سختی ها و مشکلات، کنایه ها و مخالف ها، آسیب ها و محدودیت به کلی آگاه است اما همه این موارد را به جان می خرد چون می داند آینده ای که در جلوی راهش قرار دارد بسیار روشن است.

حجت الاسلام نخعی پور نیز از جمله افرادی است که منفعت خود را در این راه یافته، لذا مخالفت های خانواده و سختی ها و مشقت های فراوان آن را از هدفی که برای خود ترسیم کرده است باز نمی دارد، لذا می توان گفت در این راه هر کسی را راه نمی دهند.

گزارش: مسعود نوفرستی

نظرات کاربران