18. تير 1397 - 13:46
بیرجندرسا-آمریکا و همپیمانانش در سال 2001 میلادی به بهانه مبارزه با تروریسم، کمک به توسعه و حکومتداری خوب وارد افغانستان شدند اما طی 18 سال اخیر تناقض ها در سخن و عمل آمریکایی ها بیشتر شده و با نشستن دونالد ترامپ بر صندلی ریاست جمهوری آمریکا، این تضاد آشکارتر شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بیرجندرسا به نقل از ایرنا،اگر چه برای بسیاری از عقلای جهان، آمریکا هرگز بازیگری قابل اعتماد در عرصه سیاست نبوده و نیست و از همان روز نخست لشکرکشی آنها به افغانستان به عنوان پایه بحران آفرینی در این منطقه تفسیر شد اما اندیشه های ساده ای نیز بودند که تصور می کردند حمله آمریکا به افغانستان و حضور اشغالگرانه آنها در این کشور، توسعه و سعادت برای مردم افغانستان به ارمغان خواهد آورد؛ اما واقعیت چیز دیگری است. امروز آنچه برخی در خشت خام می دیدند، به روی آیینه افتاده است.

مرور برخی سخنان و عملکردهای آمریکا در مورد افغانستان تنها در سال گذشته میلادی و امسال نشان می دهد که میان حرف تا عمل آنها برای کمک به افغانستان دره های عمیقی وجود دارد که حتی با تخیل وجود پل اعتماد هم نمی توان ازآنها گذشت.

از آخرین مورد شروع کنیم که سفیر آمریکا در کابل در حالی از همسایگان افغانستان برای برقراری صلح در این کشور کمک خواسته که هر از چندگاه دولتش شکست های راهبردی خود را در افغانستان به حمایت همسایگان از گروه طالبان نسبت می دهند و با این رویکرد طرح چنین درخواستی منطقی نیست مگر آن که اتهامات را باور نداشته باشند.

ممکن است بگویند که چون همسایگان درناامنی ها دست دارند درخواست کمک به معنای منصرف کردن آنها از تداوم این رویکردشان است اما اگر این سخن را بپذیریم عاقلانه است بپرسیم مگر آن دلیل مفروض برای چنین رویکردی ازسوی همسایگان مرتفع شده که درخواست کمک مطرح می شود؟

«جان بس» سفیر آمریکا در کابل پنجشنبه گذشته در مراسم سالروز استقلال آمریکا از حاکمیت پادشاهی انگلستان در محل سفارت گفت که واشنگتن از روند صلح به رهبری دولت افغانستان حمایت می ‌کند و در این راستا از کشورهای همسایه این کشور نیز می‌ خواهد تا به آغاز گفت‌ وگوهای صلح دولت با طالبان، همکاری کنند. 

وی افزود که آمریکا از پایان مسالمت آمیز جنگ در افغانستان حمایت می کند و در این رابطه از کشورهای همسایه افغانستان می‌ خواهد که طالبان را به آغاز گفت ‌وگوهای صلح با دولت افغانستان تشویق کنند.

درخواست آمریکا از کشورهای همسایه افغانستان و منطقه برای تأمین صلح، امنیت و توسعه افغانستان در حالی برجسته شده است که بارها به بهانه هر تماسی بین طالبان با یکی از کشورهای ایران، پاکستان یا روسیه آنها آن را به عنوان تلاش برای ناکامی های آمریکا تفسیر کرده و حتی به سخنان این کشورها مبنی بر مطلع بودن مقامات دولتی افغانستان از این تماس ها بی توجهی می کنند.

هم زمان با این درخواست سفیر آمریکا، پنتاگون در گزارش سالانه خود به مجلس سنا با متهم کردن کشورهای پاکستان، ایران و روسیه به حمایت از طالبان گفت که این کشورها تلاش‌های واشنگتن را در افغانستان تضعیف می کنند.

پنتاگون در این گزارش گفته است که ایران برای این که نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد از طالبان حمایت می ‌کند و در مورد اتهام به روسیه گفته است که با استفاده از بحث داعش و دادن اطلاعات نادرست علیه آمریکا، کشورهای آسیای میانه را تشویق می ‌کند که با آمریکا در افغانستان همکاری نکنند.

در گزارش پنتاگون آمده است که تلاش‌های پاکستان در مبارزه با تروریست ها کافی نیست و برای موفقیت گفت‌ وگوهای صلح افغانستان، نیاز است فشارهای نظامی بر طالبان ادامه داشته باشد.

طرح درخواست و اتهام در کنار هم از روش های متضاد امریکا در عرصه سیاست خارجی است و تجربه این رویه در کشورهای دیگر نیز دیده شده که اغلب به زیان کشورسوم بوده است.

اواخر مرداد ماه سال گذشته بود که ترامپ راهبرد جدید نظامی آمریکا برای جنوب آسیا و افغانستان را رونمایی کرد و چکیده مهمترین بخش آن این بود که در راهبرد جدید نقش بیشتری به هندوستان در افغانستان داده می شود و فشار بیشتری بر پاکستان وارد خواهد شد تا دست از حمایت طالبان بردارد.

آمریکا در این راهبرد گفته بود که پاکستان را با تهدید به انزوا وادار خواهد کرد تا پناهگاههای امن طالبان را در آن سوی مرز «دیورند» برچیند. 

اما به استناد اقدامات مشاهده شده و باور اغلب کارشناسان منطقه و افغانستان در عمل نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد بلکه قضیه بطور کامل برعکس شد و آمریکا به جای فشار بر پاکستان ، رهبران طالبان مخالف دولت پاکستان را که به نوعی اهرم فشار کابل بر اسلام آباد محسوب می شدند را هدف قرار داد.

وزارت دفاع افغانستان در 25 خرداد ماه گذشته تائید کرد که ملا«فضل الله» رهبر طالبان پاکستان در استان شرقی «کنر» که هم مرز با پاکستان است در جریان یک حمله پهپادی آمریکا کشته شد.

هفته گذشته نیز خبر کشته شدن «عمر رحمان» معاون رهبر طالبان پاکستان به همین شیوه در رسانه های افغانستان منتشر شد.

این اقدامات نظامی را باید کنار تداوم کمک مالی آمریکا به پاکستان و سکوت معنادار آنها در برابر اقدامات پاکستان در حوزه های اقتصادی علیه افغانستان گذاشت.

در مورد هندوستان داستان جالب تر است و آمریکا به جای افزایش نقش هندوستان در روند توسعه افغانستان؛ سرمایه گذاری 500 میلیون دلاری هند را در بندر آزاد چابهار که با هدف ایجاد زیر ساخت مطمئن برای توسعه اقتصادی افغانستان انجام شد را مورد تهدید قرار داده است.

آمریکا با خروج یک جانبه خود از توافق بین المللی برجام و اعلام بازگشت تحریم ها علیه ایران در عمل همکاری هند و ایران را برای کمک به افغانستان در حوزه برجسته سازی نقش ترانزیتی افغانستان برای کشورهای آسیای میانه به خطر انداخته و تبادل تجاری دو میلیارد دلاری افغانستان با ایران را به عنوان شرکای تجاری مورد تهدید قرار داده که هر دو اقدام یک نتیجه آشکار دارد و آن صدمه به اقتصاد افغانستان است.

هرچند دولت افغانستان از امریکا درخواست کرده است که این کشور را در روند تحریم علیه ایران مستثنا کند و آمریکایی ها به هند نیز درهمین ارتباط و رفع نگرانی از سرمایه گذاری این کشور در چابهار وعده هایی داده اند اما اعتماد به آمریکا که در همین سال جاری میلادی از چندین توافقنامه بین المللی خارج شده راحت نیست.

همچنین آمریکا پیش از این بارها مدعی شد که برای پیشرفت افغانستان و تامین صلح در این کشور از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد و در همین راستا به کمک های چند میلیارد دلاری خود برای این کشور به منظور حمایت از ارتش افغانستان و اجرای برنامه های عمرانی اشاره کرده است.

اگر به ماهیت این کمک ها نگاه کنیم بازهم روشن می شود که این مبالغ برای نیروهای افغان در بخش های ظرفیت سازی هیچ کمکی نکرده است بلکه این پول ها در جنگ های روزمره علیه طالبان و تروریست ها به نوعی دوباره به جیب شرکت های آمریکایی تامین کننده تسلیحات وتجهیزات یا دستمزد مستشاران آمریکایی و غربی یا طرح های عمرانی ناقص هزینه شده و به نوعی در یک چرخه فاسد دوباره از افغانستان به مبدا بازگشته است.

کمک هایی که در بخش جاده سازی در افغانستان به مصرف رسیده، حاکی از اجرای بی کیفیت جاده ها است که اغلب زیر شش ماه پس از تکمیل دوباره تخریب شده اند و در بخش توسعه انرژی برق نیز پایه هایی ساخته شده که قبل از استفاده، غیرقابل استفاده اند.

این سخنان را دشمنان منطقه ای آمریکا نگفته اند بلکه اداره بازرسی ویژه آمریکا در امور افغانستان موسوم به «سیگار» بیان کرده است . 

در گزارش سیگاراز ساخت توسعه برق در شمال شرق افغانستان آمده بود که پایه های برق در این مناطق برای انتقال انرژی با ولتاژ بالا کیفیت لارم را ندارند و قابل استفاده نیستند.

در مورد مواد مخدر وضعیت اسفبارتر است زیرا همه می دانند که مواد مخدر مهمترین منبع درآمد تروریست هاست و متاسفانه از زمان ورود آمریکایی ها به افغانستان هر سال بر حجم تولید این مواد افزوده شده به شکلی که درسال قبل رکورد بی سابقه 900 هزار تن به گفته نهادهای بین المللی در افغانستان به ثبت رسید و این نقض وقتی جالب است که بدانیم در استان هایی که حضورنظامیان خارجی بیشتر است تولید مواد مخدر هم بیشتر است.

به این موارد این نکته را نیز اضافه کنید که طالبان بیش از 18 سال است مشروعیت جنگ خود را با ملت افغانستان بر مبنای حضور اشغالگران خارجی در افغانستان بنا کرده است ، ولی متاسفانه وقتی دولت وحدت ملی بسته سخاوتمندانه خود را برای شروع مذاکرات صلح با طالبان در جریان نشست بین المللی « پروسه کابل» در اسفند ماه سال گذشته عرضه کرد هیچ اشاره ای به فرآیند خروج نیروهای خارجی یا قابل بحث بودن آن نکرد که شاید یکی از کلیدهای اصلی اتاق مذاکرات صلح با طالبان همین طرح موضوع برنامه خروج باشد که هرگز آمریکا به آن ورود نکرده است .

مواردی هم هست مانند فساد در تامین سوخت نیروهای خارجی ، گم شدن مهمات و تجهیزات از داخل پایگاههای آمریکا در افغانستان ، ادعای طالبان مبنی بر خرید مهمات از خود آمریکایی ها، اجرای طرح های عمرانی خارج از برنامه و دهها مورد دیگر که برای کوتاهی سخن به آنها پرداخته نمی شود.

وقتی قطعات عملکرد آمریکا را در افغانستان کنار هم بگذاریم و بخواهیم آن را با نقاشی شعارهای این کشور منطبق کنیم بدون شک به شکلی واحد نخواهیم رسید.

جورچین عملکرد آمریکا در افغانستان شاید نتواند نیت واقعی این کشور را برای اندیشه های ساده نگر آشکار کند اما به طور قطع نشان می دهد که اگر نخواهیم نسبت به نیتش گمانه زنی کنیم، می توانیم یقین داشته باشیم که عملکردها در راستای تامین منافع افغانستان نیست و این تحلیلی برآمده از مصادیق آشکار است.

نظرات کاربران