20. ارديبهشت 1397 - 9:12
حسین خرمی
بیرجندرسا- اینجا خراسان جنوبی است؛ سرزمینی مملو از ثروت های بیکران در دل کویر سخاوتمند که شبان تیزبین و سختکوش را به کارآفرینی موفق تبدیل کرده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بیرجندرسا، بیابان های خراسان جنوبی همچون صدفی است که گاهی دهان باز می کند و نیم رخی از مروارید های قیمتی اش را به جهانیان نشان می دهد.«خور» یکی از این بیابان ها را دارد، یا بهتر بگویم یکی از این مروارید ها را دارد. سنگ عقیق در رنگ های زمردی و یاقوتی. سنگی که گفته می شود به لحاظ سختی همردیف عقیق های یمن است.

«حسین خرمی» یکی از دامداران این منطقه است، که امروز همراه با اعضای خانواده اش به کار تراش عقیق های زیبای خور مشغول شده. آنچه در ادامه می خوانید گفت و گوی مهر با این کارآفرین نمونه است.

*آقای خرمی از شروع کارتان بگویید. چطور شد که به سمت سنگ های عقیق رفتید؟

۱۰ سال قبل در حالی که با پدرم برای چرای دام رفته بودم در بیابان زیبایی یک سنگ توجهم را جلب کرد. تنها به خاطر اینکه از رنگ و نقش سنگ خوشم آمده بود. گفتم می توانم آن را در دکور خانه نگهداری کنم.چند سالی از این ماجرا گذشت. دو مسافر از اصفهان به خور آمده بودند و سراغ سنگ می گرفتند. ابتدا به نظرم آمد که دنبال سنگ گرانیت هستند اما بعد متوجه شدم که سنگ های قیمتی را جست و جو می کنند. از آنها خواستم دو قطعه سنگی که از بیابان پیدا کرده بودم را بررسی کنند. بعد از اینکه سنگ ها را به آنها نشان دادم تعریف و تمجیدشان باعث شد با خودم بگویم . خدارا شکر پولدار شدم.

*آنها به شما سفارش دادند یا خودتان به دنبال سنگ رفتید؟

نه. خودم تصمیم گرفتم هر زمان که برای چرای دام ها به بیابان می روم بگردم و سنگ پیدا کنم. و از آن به بعد من جست و جوگر عقیق شدم.

* سنگ تراشی را چطور شروع کردید؟

۵ سال قبل متوجه شدم کمیته امداد امام خمینی (ره) کلاس های آموزشی سنگ تراشی گذاشته است مشتاقانه برای یادگیری در این کلاس ها شرکت کردم. البته مسئولان فنی و حرفه ای نیز در این کار مشارکت داشتند. حالا در منطقه ما بسیاری از زنان خانه دار با این حرفه آشنا شده اند و هر کدام از فنی و حرفه ای یا کمیته امداد یک دستگاه گرفته اند و سنگ تراش می دهند. من نیز با اعضای خانوداه ام به این کار مشغول هستم.

* از کارتان راضی هستید؟

بله خدا را شکر دستمان به دهانمان می رسد. از سنگ تراشی یک حقوق کارگری به دست می آورم و محتاج کسی نیستم . علاوه بر این با اعتمادی که مسئولان به بنده داشته اند توانسته ام دستگاه های زیادی را وارد خور کنم و جوانان زیادی را آموزش دهم . حتی مسئولان فنی و حرفه ای برای اینکه بتوانیم محصولاتمان را در چرخه کامل تولید قرار دهیم دستگاه های ساخت رکاب را به خور آورده و به امانت نزد من گذاشته اند.

*چرا انگشتر ها را کامل نمی سازید منظورم با رکاب است؟

متاسفانه نتوانستیم مربی این کار را به خور یا مراکز فنی و حرفه ای دیگر شهرهای استان بیاوریم . نمی دانم علت اصلی چیست اما می بینم که مسئولان برای راه اندازی این آموزشگاه تلاش زیادی کرده اند و رایزنی های زیادی را انجام می دهند اما هنوز خبری نیست.

*از سختی های کارتان بگویید؟

بازار فروش، بازار فروش، بازار فروش این کلمه را به این جهت سه بار تکرار کردم چون مهمترین کار هر هنرمندی امید به فروش آن است . امروز زنان خانه دار زیادی در خور دیگر پای دستگاه نمی نشینند چون مشتری نیست. من هم برای اینکه سنگ های تراش خورده ام را به فروش برسانم با خودروی شخصی ام سفر می کنم ، اصفهان ، شیراز ،بندر عباس و یا کرمان هرجا که مشتری باشد. اما می دانم با سوار کردن همین عقیق ها بر روی رکاب . قیمت کارمان دو برابر می شود، آن هم برای عقیقی که می گویند همردیف عقیق یمنی است.حیف که بازار فروش دور از دسترس است.

بگذارید برایتان مثالی بزنم مثلا یک انگشتر عقیق را ۱۸۰ هزار تومان می فروشند در صورتی که نقره آن ۶۰ هزار تومان و عقیقش ۲۵ هزار تومان قیمت می خورد، یعنی سنگ را از من مثلا به ۲۵ هزار تومان می خرند و بعد روی رکاب گذاشته ۱۸۰ هزار تومان می فروشند. در حالی که اگر خودمان بتوانیم روی رکاب بگذاریم . این انگشتر می شود معرف استان خودمان به جای اینکه مردم فقط عقیق نیشابور و ... را بشناسند می گویند عقیق خور خراسان جنوبی. بعد هم به جای اینکه ۲۵ هزار تومان عقیق را بفروشیم ۱۰۰ هزار تومان انگشتر را می فروشیم.

*آقای خرمی تا کنون که موفق بوده اید و از پیدا کردن سنگ به تراش رسیده اید؛ امیدوار هستید که به رکاب سازی هم برسید؟

البته . شاید در نهایت یکی دو نفر از سنگ تراش های استان به تهران یا مشهد برویم و خودمان در کلاس های رکاب سازی شرکت کنیم و برگردیم.

تلاش باید داشته باشیم که خودمان آموزش دهنده شویم و شاید این بهترین تصمیم باشد البته می دانم که مسئولان فنی و حرفه ای و کمیته امداد امام خمینی (ره) نیز حمایت می کنند.

*راز موفقیتان را در چه می بینید؟

جلوگیری از خام فروشی سنگ. و هر جای دیگر هم همین را می گویم. هر گاه همه ما به این نتیجه برسیم که باید از خام فروشی ثروت این استان جلوگیری کنیم . همه شبان سلطان می شوند. باور کنید از ۱۰ سال پیش که این سنگ ها را شناختم هرچه پیدا کردم را ذخیره کردم تا جایی که امروز حدود ۱۰ تن سنگ عقیق دارم.

 با یادگرفتن تراش آنها انگار روح دیگری در کالبدم دمیده شد. و یقین دارم با آموختم ساخت رکاب دوباره از اینکه سنگ ها را نفروخته ام . احساس موفقیت و پیروزی خواهم کرد.

این سنگ تراش موفق علاوه برعقیق دیگر صنایع دستی استان مانند گلیم و فرش نیز می بافد و با خانواده اش کارگاهی کوچک را اداره می کند .

امروز آرزوی حسین خرمی و تمام سنگ تراش های استان یافتن بازار فروش یا واسطه ای است که بازار را شناسایی کند و به خرمی و همسایه هایش سفارش ساخت بدهد. با توجه بیشترمسئولان به این نکته مهم شاید این آرزو خیلی هم دور نباشد.

انتهای پیام/

نظرات کاربران